روان آرام

دیوانه بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید،خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بدون جلب توجه متفاوت باشید.

پرخاشگری کودک
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٩  

برای مطالعه مقاله پرخاشگری کودک از

مجله کودک
ماهنامه آموزشی، اطلاع رسانی
شماره 49، خرداد 88

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...


علل و عوامل پرخاشگری

 

 

تعریف پرخاشگری:

روانشناسان تعاریف متفاوتی از پرخاشگری کودک دارند یکی از این تعاریف به این صورت است: «نوعی بیان میل به قدرت و کنترل.» پرخاشگری نوعی فعالیت رفتاری است که انسان برای آزار رساندن به دیگران چه از طریق تمسخر کلامی و چه آزار جسمانی انجام می دهد.

پرخاشگری یا وسیله ای، یعنی برای به دست آوردن یک هدف است یا خصومت آمیز، یعنی به قصد آزار رساندن به دیگران. پرخاشگری می تواند بصورت بدنی یا لفظی باشد.

 

عللو عوامل پرخاشگریدر کودکان:

علل و عوامل مؤثر بر پرخاشگری را میتوان در سه دسته به صورت زیر طبقه بندی کرد:

o       عوامل محیطی (فرهنگی- اجتماعی- اقتصادی)

o       عوامل روانشناختی

o       عوامل زیست شناختی

 

v     عوامل محیطی (فرهنگی- اجتماعی- اقتصادی):

v     1)خانواده:

شرایط محیط کودک ممکن است باعث تسهیل یا محدودیت گرایشهای زیست شناختی یا مانع آن شود. سهل گیری و طرد از سوی خانواده، هر دو باعث ایجاد میزان بالایی از پرخاشگری در کودکان می شود. اگر والدین در سالهای اولیه، بیش از حد سهل گیر و پذیرا باشند و نتوانند محدودیتهای مشخصی برای پرخاشگری کودک تعیین کنند، واکنشهای پرخاشگرانه کودک شدید و مداوم خواهم شد.

کنشهای متقابل خانوادگی غالباً یکی از عواملی است که  می تواند باعث افزایش الگوی پرخاشگری شود. کودکان پرخاشگر معمولاً برابر عدم تأیید اجتماعی و انضباط کلامی و اکنشی نشان نمی دهند.

ü      الف) یادگیری:

یکیاز دلایلبسیار مهمپرخاشگریدر کودکانیادگیریاست. یعنیکودکانیکهالگوهایرفتاریپرخاشگرانهداشتهاند، همانند الگوهایخود رفتار میکنند. چنانچهپدر یا مادریخلقو خوییعصبانیو پرخاشگر داشتهباشند، مسلماً فرزندشاننیز پرخاشگر خواهد شد. اینرفتار توسطکودکیاد گرفتهمیشود. فرایند همانند سازیکاملاً ناخودآگاهصورت  میپذیرد. نکتهدیگر اینکهحتماً لازمنیستوالدینبا خودِ کودکپرخاشگریکردهباشند؛ چنانچهاو شاهد رفتارهایخشونتبار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، اینگونهرفتار را فرامیگیرد. بنابراینکودکاناز طریقمشاهده، رفتارهایوالدینرا میآموزند.

داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است. بررسی های انجام شده نشان می‌دهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشته اند یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبود از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته بود. دیکتاتوری خانواده هایی که تابع اصول دیکتاتوری هستند معمولاً رشد فرزندانشان را محدود می کند در این نوع از خانواده ها یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است که غالبا پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر، خواهران و برادران بزرگ‌تر نیز با دیکتاتوری رفتار می کنند. بچه هایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا می کنند ظاهراً حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده می شود و همین حالت آنهارا به هیجان و اضطراب وا می دارد. این بچه ها در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود میگیرند و به بچه های هم سن و سال خود یا کمتر از خود صدمه می رسانند.

ü      ب)توجه:

والدین باید به کودک و انواع نیازهای او توجه کنند.کودکی که توجه کافی دریافت نمی کند و به احساسات او توجه نمی شود، کمتر به احساسات دیگران توجه می کند و بیشتر بصورت پرخاشگرانه رفتار می کندوگاهی اوقات رفتار پرخاشگرانه کودک برای کسب توجه اطرافیان است.

ü      ج)تقویت:

برای اینکه کودکی به عنوان پرخاشگر شناخته شود، لازم است هم تقویت اجتماعی فراوانی به خاطر رفتار پرخاشگرانه خود دریافت نموده باشد و هم با تحریکات عاطفی ناخوشایند مکرری از سوی محیط روبرو شده باشد.

تقویت مثبت یا منفی می تواند پرخاشگری را تحکیم بخشد. توجه به پرخاشگری کودک  (چه توجه مثبت و چه منفی) بیش از نادیده گرفتن رفتار، ممکن است باعث تشویق پرخاشگری شود. مانند دیگر پاسخهای فرا گرفته شده، حذف تقویت پرخاشگری موجب خاموشی می گردد.

ü      د)تنبیه:

 والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی می شوند و به صورت پرخاشگرانه اورا تنبیه می کنند در تشدید این رفتار در او موثرند درچنین مواقعی تنبیه عامل تقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک می شود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک می شود.

والدینی که برای کنترل رفتار پرخاشگرانه کودکان خود از تنبیه بدنی استفاده می کنند، معمولاً فرزندانی بسیار پرخاشگر بار می آورند. تهاجم و تنبیه بدنی، حتی اگر توسط پدر و مادر و به عنوان نوعی اقدام انضباطی صورت بگیرد، نمونه بارزی از پرخاشگری می باشد و پدر و مادری که از این وسیله تربیتی استفاده می کنند، الگو و مدل صحیحی از رفتار پرخاشگرانه توسط یک فرد بالغ بزرگتر و قوی تر نسبت به یک شخص کوچکتر و ضعیف تر در معرض تماشای فرزند خود قرار می دهند. چون این رفتار معمولاً در مواقعی اتفاق می افتد که پدر و مادر آثاری از برانگیختگی عاطفی (عصبانیت) از خود نشان می دهند، کودک نیز یاد می گیرد که تحت این قبیل شرایط و نسبت به افراد مشابه با پاسخهای پرخاشگرانه عکس العمل نشان دهد. چون کودک نیز ممکن است دچار برانگیختگی عاطفی شده باشد، باعث تسهیل یادگیری می شود.

2)همسالان:

هرچند که بیشتر کودکان رفتار پرخاشگرانه را تأیید نمی کنند ولی در عمل آنرا تقویت می کنند. مثلاً وقتی کودکی تسلیم کودک پرخاشگر می شود، کودک پرخاشگر رفتارش را در موقعیت بعدی تکرار می کند و کودکی که تسلیم شده نیز یاد می گیرد که در موقعیتهای مشابه برای رسیدن به مقصود، از رفتاری مشابه رفتار کودک پرخاشگر پیروی کند و به این ترتیب او نیز پرخاشگری را می آموزد. اگر کودک دیگری شاهد برخورد این دو کودک باشد ، از طریق تقویت مشاهده ای، پرخاشگری را خواهد آموخت.

کودکستان نوعاً روابط متقابلی بین کودکان بوجود می آورد که به نگهداری رفتار پرخاشگرانه آنها کمک می کند. مقدار ارتباطات متقابلی که یک کودک با دیگران برقرار می کند و تعیین میزان و نوع تقویتی که او در مقابل رفتار پرخاشگرانه دریافت می نماید، نقش عمده ای بر عهده دارد.

کودکان پرخاشگر در حقیقت هدف پرخاشگری از سوی همسالان خود هستند. به این ترتیب دور باطلی از پرخاشگری و مقابله با پرخاشگری ایجاد می شود و تداوم می یابد. بنابراین پرخاشگری در نتیجه تأثیرات دو جانه ایجاد می شود. کودکان پرخاشگر از سوی همسالان ترد می شوند و همین همسالان با او رفتار نامناسبی خواهند کرد که این باعث تداوم و ازدیاد پرخاشگری دو جانبه می شود.

3)تلویزیون:

در برنامه های تلویزیونی به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود چون قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها.

 تماشای خشونت نه تنها به رها سازی پرخاشگری در بیننده منجر میشود، بلکه ممکن است به تقلید مستقیم خشونت و پایین آمدن حساسیت نسبت به آن، یعنی بالا رفتن تحمل و آسان شدن پرخاشگری بیانجامد. در ضمن حساسیت کمتر می شود و کمتر احتمال دارد به فرد قربانی خشونت کمک شود.

v     عوامل روانشناختی:

1) ناکامی:

ناکامییکیاز مسائلیاستکهبهپرخاشگریمیانجامد. وقتیکودکبههدفخود دستنیابد و ناکامشود، یکیاز رفتارهاییکهاز او سر میزند پرخاشگریاست. اگر خواسته های کودک برآورده نشود یا به نیازهایش رسیدگی نشود، پرخاشگر خواهد شد.یکی از دلایل پرخاشگری این است که نیازهای روانی کودک مانند نیاز به عشق، امنیت تحسین و شناخت برآورده نشود.

جدایی، تنبیه، موانعی که بر سر دستیابی به اهداف مهم وجود دارد،احساس بی کفایتی یا اضطراب که مانع رسیدن به اهداف مطلوب می شود یا عزت نفس را تهدید می کند، از عوامل ایجاد ناکامی هستند.

2) اضطراب:

شیرخواران تحریک پذیر که به دشواری آرام می شوند، در سه سالگی مضطرب، پر فعالیت و تندخو می شوند. کودکانمضطربنمیتوانند کودکانآرامیباشند. آنها رفتارهاییپرخاشگرانهاز خود بروز میدهند؛ البتهبلافاصلهپشیمانمیشوند و از والدینخود عذرخواهیمیکنند. اگر از کودکمضطرببپرسیمکهچرا پرخاشمیکنیو عصبانیهستی؛ خواهد گفتنمیدانم ؛ یا خواهد گفتدستخودمنیست.


3) تضادهایدرونی:

گاهیکودکاندر دوگانگیو تضادهایدرونیقرار میگیرند. یا بهتر بگوییم، گاهیبر سر دو راهیهاییگیر میکنند و نمیدانند کدامراهرا انتخابکنند؛ و اینحالتآنها را دچار تعارض، اضطرابو خشممیکند. مثلاً کودکیکهدوستدارد نزد مادرشدر منزلبماند و از طرفیوقتیمیبیند تمامکودکانبهمدرسهمیروند، همزمانتمایلبهمدرسهرفتننیز دارد، دچار دوگانگیمیشود.


4) افسردگی:

پرخاشگریو کج خلقی در کودکانچنانچهبا علامتهایدیگر همراهباشد، میتواند نشانهایاز افسردگیباشد کهدر اینصورتلازماستشرایطزندگیکودکتمامو کمالمورد بررسیقرار گیرد.

5)حسادت:

وجود فرزند جدید در خانواده باعث می شود مشغله های مادر زیاد شده و وقتی برای بازی با کودک و رسیدگی بیشتر به او نداشته باشد. حسادت در رسیدگی و توجه، یکی از مهمترین دلایلی است که کودک را مجبور می کند از خواهر و برادرش، دوستانش و کسانی که او را از حقوقش محروم می کنند، انتقام بگیرد.

 

v     عوامل زیست شناختی:

1)     تفاوت های جنسیتی:

تحقیقات نشان می دهد که پرخاشگری در پسران در مقایسه با دختران، مستقیم تر آشکار تر و بیشتر جسمی است ولی این بدین معنی نیست که پسرها پرخاشگرتر هستند ولی دخترها پرخاشگریشان غیرمستقیم، مخفی و در بیشتر اوقات بصورت کلامی است.انتظارات متفاوت فرهنگی و آداب و رسوم اجتماعی، ممکن است چنین تفاوتی را ایجادکرده باشد.

میزان پرخاشگری بین پسران و دختران متفاوت است. زیست شناسی و یادگیری هر دو در این تفاوتهای جنسیتی دخالت دارد.

به طور کلی پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید توجیه فرهنگی آن این باشد که والدین  و مربیان از پسران انتظار خشم دارند و از آن چشم پوشی می کنند. در صورتیکه گریه برای یک دختر عصبانی بیشتر مورد قبول است.

از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست.


       پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند.

2)     بیماریها و مصرفدارو :

بعضیاز بیماریها بهمصرفدارو نیاز دارد و ممکناستاز عوارضجانبیداروها کجخلقیو رفتارهاییباشد کهخشونترا برمیانگیزند.  یک بیماری یا نقص فیزیکی نیز ممکن است باعث احساس کمبود، شکستهای پی در پی و عدم کسب موفقیتهای تحصیلی شود و کودک برای اثبات خود و کسب یک موقعیت اجتماعی، دست به پرخاشگری بزند.

3)    عوامل جسمانی:

اختلال در رسیدن اکسیژن کافی به مغز در بدو تولد، موجب پرخاشگر شدن کودک خواهد شد. در برخی از مواردی که اطفال را مستعد رفتار پرخاشگرانه می کنند، کودک هیچگونه نقشی ندارد و مشکلانی از بدو تولد یا قبل از تولد موجب این امر شده است. مصرف دارو توسط مادر و مبتلا بودن مادر به بیماریهایی همچون روان پریشی، از عوامل مستعدسازی کودک در بدو تولد برای ابتلا به پرخاشگری است. تغییرات متابولیکی در مغز کودک، پایین بودن سطح هوشی، عدم اعتماد به نفس، بی توجهی نسبت به کودک و تنبیه بدنی به جهت پیام منفی که به کودک می دهد، وی را پرخاشگر می کند. کودک نیازمند توجه پدر و مادر اعم از مثبت همچون تشویق و یا منفی چون تنبیه بوده که البته مثبت آن ارجحتر است. ولی، چنانچه کودک در شرایطی باشد که حس کند نمی تواند توجه مثبت والدین خود را جلب کند، توجه منفی را به بی توجهی والدین ترجیح می دهد. این رفتار بیشتر در خانواده هایی که والدین دارای تعارض و اختلاف بوده، بیمار باشند، مشروب و مواد مخدر مصرف کنند و یا دارای رفتارهای خلاف و ضد اجتماعی باشند، مشاهده می شود.

پرخاشگری گاه ممکن است دلیل فیزیکی داشته باشد. آسیب مغزی در بسیاری موارد ممکن است باعث چنین حالتی شود. به خصوص، دستگاه لیمبیک که بخشی مختص به پرخاشگری دارد. پرخاشگری می تواند اندیشه دارویی، هورمونی یا ژنتیکی داشته باشد.

طی مطالعاتی تعاملات بین ژنهایی خاص با انتقال دهنده های عصبی خاص مانند سروتونین یا با آنزیمهای خاص مانند مونوآمین اکسیداز یافت شده که خلق و پرخاشگری را تنظیم  می کند.

همچنین تجربیاتی خاص در زندگی مانند مورد آزار واقع شدن روی ژنهای خاصی اثر می کند که رفتارهای ضد اجتماعی را افزایش می دهد.

سطوح تستوسترون در پسران نوجوان با گزارش پرخاشگری فیزیکی و کلامی و تحمل پذیری محرومیت و تحریک پذیری، همبستگی معنی داری دارد. خلق و خو نیز ممکن است تأثیرات مداومی داشته باشد.

(4انرژی:

برخی کودکان انرژی زیادی دارند ولی راه مناسبی برای تخلیه این انرژی نمی شناسند بنابراین برای کاهش سطح انرژیشان به پرخاشگری متوسل می شودند و انرژیشان را صرف فریاد زدن یا کتک زدن دیگران می کنند.

 

 

راهکارها:

1) رفتارمان با کودک پرخاشگرانه نباشد.

2) رفتار دیکتاتوری با کودک باعث می شود او حالت تدافعی به خود بگیرد و به دیگران آسیب بزند.

3) به نیاز کودک به عشق ، امنیت ، تحسین و ارضای کنجکاوی بی توجهی نکنیم.

4) به جای تشویق یا تنبیه رفتار پرخاشگرانه ، بهتر است آنرا نادیده بگیریم و به جای آن وقتی کودک آرام است ، توجه بیشتری به او بکنیم.

5) تنبیه بدنی را از رفتارمان حذف کنیم و رفتار پرخاشگرانه کودک را با پرخاش پاسخ ندهیم.

6) به کودکمان یاد بدهیم که حقش را از همسالانش بگیرد ( ولی بدون دعوا ) .

7) کودک را در معرض فیلم ها یا بازی های کامپیوتری خشن قرار ندهیم.

8) حواسمان باشد که تلاش های کودک برای رسیدن به هدفش بی جواب نماند. کودکی که سعی دارد لباسش را از کمد بیرون بیاورد ، اگر بعد از تلاش های بسیار موفق نشود ، پرخاشگر خواهد شد. حواسمان به این تلاش ها باشد.

9) اگر کودک بعد از پرخاشگری دچار عذاب وجدان شد و از شما عذرخواهی کرد ، بهترین زمان است که او را در آغوش گرفته ، ببوسید و به او بگویید به جای رفتار تندی که داشته بهتر بود چگونه رفتار می کرد.

10)                      اجازه ندهید تولد نوزاد جدید ، شما را از توجه به کودکتان باز دارد. بدانید که او کوچکترین تغییر در رفتار شما را احساس می کند و به انتقام جویی از نوزاد جدید می پردازد.

11)                      پسرانمان را ناخواسته به پرخاشگری تشویق نکنیم. بدانیم که بین پسر قوی و یک پسر پرخاشگر تفاوت بسیاری وجود دارد.

12)                      توجه مثبت خود را از کودک دریغ نکنیم چون ممکن است او برای جلب توجه ما دست به هر کاری بزند. او نیاز دارد ببیند که شما به تمام کارها و نیازهای او توجه می کنید.

13)                      راه های مناسبی پیدا کنیم تا انری کودک تخلیه شود. بازی با همسالان در پارک ، رفتن به کلاس های ورزشی ، شنا و .... باعث می شود دیگر نیازی به تخلیه انرژی از طریق پرخاشگری نباشد.

 

 

 

 

 

 

 

مهشید ملوکی

دانشجوی کارشناسی روانشناسی بالینی

دانشگاه علامه طباطبایی

 


 

منابع فارسی:

1) پروفسور آلن، اُ.راس، اختلالات روانی کودکان، دکتر امیر هوشنگ مهریار، انتشارات رشد 1376

2) پاول هنری ماسن، رشد و شخصیت کودک، مهشید یاسایی، نشر مرکز 1380

3) اکبری، ابوالقاسم، مشکلات نوجوانان و جوانان، چاپ دوم، نشر ساوالان، تهران 1381

4) نلسون، ریتا ولکس، الن سی، ایزارائل، اختلالات رفتاری کودکان، محمد تقی منشی طوسی چاپ چهارم، انتشارات آستان قدس رضوی 1369

5) نوابی نژاد، شکوه، رفتارهای بهنجار و نابهنجار کودکان و راههای پیشگیری و درمان، انتشارات انجمن اولیا و مربیان 1372

6) کاکاوند، علیرضا، روانشناسی مرضی کودک، نشر ویرایش 1385

 

منابع لاتین (مقالات):

 

 

1)  Aggression & Delinquency by Philip Greven

 

2) Child’s behaviour & the source of aggression

 

3) Howto prevent aggression in children by Boon Kiat Chua 2007

 

4) Aggressive girlsSibylle Artz & Diana Nicholson 2002

 

5) Anger & aggression

 

6) Divelopment of  phisical aggression from early childhood to            adaulthood by Richard E.Tremblay

 

7) Anger and aggression in children (teaching self control) child developmnt series – Nomber 92m – 2004  

 

8) Effects of childhood abuse by Firdusi Begum Uddin


کلمات کلیدی: روانشناسی کودک